مهرسا در سرزمین عجایب!
قبل از هر چیز با کمی تاخیر سال نو میلادی رو تبریک میگم به همه ی دوستان مخصوص دوست خوبم ژیمن که از ارامنه ایرانی هست.
هوا سرده اینجا ، البته نه اونقدر زیاد. این نیم کره جنوبی هم واسه خودش فقط الکی اسم داره،
نم نم داره بارون میاد...
5 روز دیگه هم تعطیلات من تموم میشه. امسال توی تعطیلات با مهران رفتیم صحرا گردی؛ 3 روز توی صحرا؛ شب هاش سرد تر بود ؛ کویر عجیب و غریبی بود. یه جایی رفتیم اسمش کاپولانا بود! یه قصر زیرزمینی تاریک ! مال بومی های استرالیا؛ هیچ جا اسمش رو نشنیده بودم ، اگار تا حالا کسی ندیده بود اونجا رو. از استرالیا بعیده یه همچین جایی رو ندیده بگیره و روش تبلیغ نکنه...
این چند روز احتمال زیاد مشغول کارای عقب افتادم میشم، باید به موقع تموم کنمشون.
کمک کنید!!
دیشب مهرسا اینجا بود، اومد توی اتاق من و گفت: عموووو !!! هر وقت اینجوری میگه می دونم چیزی می خواد که فکر میکنه بهش نمیدم!!!
اگه نه میگه آنکیییی!!!! این یعنی کاری نداره!!
گفتم بله؛ دیدم میگه عمو راسخ یعنی چی؟!!!!!!
این بازی لغات مهرسا اینجا واسه خودش داستان ها داره! گفتم: یعنی خیلی ..... زبونم بند اومد! گفتم بگم مصمم؛ این باز می پرسه مصمم چیه؟ بگم با ارده ! میگه اراده چیه؟
گفتم اصلا کی اینو بهت گفته؟! گفت بابایی با آقاجون حرف میزد ! اینو گفت منم شنیدم!
گفتم برو بعدا" بهت میگم!
حالا کمک کنید یه جوری من به این بگم راسخ یعنی چی؟ چون می دونم یادش نمی ره و از همین امشب که باز برمیگرده اینجا می پرسه یعنی چی؟!!!
یه دفعه یه دوستی داشت با من حرف میزد، مهرسا اومد؛ ایشون هم با مهرسا خواست احوال پرسی کنه و مهرسا دوست داره با همه دوست بشه، دوست من گفتم: مهرسا خانم با من دوست میشی؟
مهرسا هم گفت بله، اونوقت دوست عزیز ما بی خبر از همه جا گفت خوب معیارت واسه دوست چیه؟
داستان جدیدی شروع شد!!! عمو معیار یعنی چی؟!
اون موقع بود که من دوست داشتم این دوستم رو بزنم! آخه چرا جلو بچه میگی معیار!!؟؟؟
این لغاتی که باید جوابش رو پس بدیم زیادن! مثل گریبان! عادت! گردن! اهان گفتم گردن!
دو هفته قبل می پرسید ? why say tne neck, neck چرا به گردن میگن گردن!!!؟؟؟؟ من هنوز جوابی برای این پیدا نکردم و با چند هزارتا روش ذهنش رو از این سوال دور کردیم!
از این دست سوالات نمی دونم واسه همه ی بچه ها پیش میاد؟؟؟ اینکه بپرسن چرا اسب رنگش صورتی نیست؟؟!! یا اینکه چرا همه دوتا چشم دارند؟؟؟؟
گاهی این بچه منو کلافه میکنه و این کلافگی رو دوست دارم! و با خودم فکر میکنم این دنیا چقدر واسه مهرسا عجیبه!!! کاش شیرین باشه همیشه دنیا واسش و واسه همه ی ادم ها
به هر حال من همینجا از همه دوستان طلب کمک میکنم!!!
.........
** به عبارتی بعد نوشت!
مهرسا خانم تشریف آوردن با خانواده ی بنده که همه رفته بودن بیرون!
تا اومد اول پرسید راسخ یعنی چی؟؟؟!!! من هم گفتم بعدا!
دوباره گفت عمووووو!!! گفتم جانم؟ گفت چرا چای سرد میشه؟؟؟
گفتم چون مگذاریمش توی هوای سرد ، سرد میشه ! گفت یعنی چی؟
اومدم واسش مثال بزنم! گفتم وقتی دستت که گرم هست رو میکنی توی برف دستت سرد نمیشه؟ گفت میشه. گفتم خب چایی هم سر میشه!
اونوقت ایشون سریع به فکر راه حل افتاد برای اینکه از سرد شدن چای جلوگیری کنه!
گفت: پس واسه چای دستکش و پلیور درست کنیم که سردش نشه!!!
حالا من با این چیکار کنم؟؟؟



سلام