بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

میگن وبلاگ یا دفترچه خاطرات اینترنتی!! آره!! دفترچه خاطرات!! من هم دفترچه خاطرات داشتم. وقتی دبیرستان می رفتم!! ولی هیچ وقت توش چیزی ننوشتم!! شاید روحیه نوشتن نداشتم !! البته متن ادبی یا از این چیزا خیلی می نوشتم و همیشه پای ثابت مسابقه های اینجوری بودم ٬ ولی خاطره!! یادم نمیاد. اما وبلاگ !!  این وبلاگ رو مرداد ماه به پیشنهاد همسرم درست کردم و قرار بود خاطرات قشنگم رو بنویسم. که می نوشتم. اوون روز ها به این فکر نمی کردم که خود این وبلاگ هم یه موقعی واسه من خاطره بشه !! این وبلاگ دیگه جزئی از زندگی من شده. چون به واسطه اون با خیلی ها آشنا شدم ٬ دوست شدم ٬ و حتی رابطه هایی به واسطه ی این وبلاگ توی دنیای واقعی پیدا کردم.

امروز با خودم به این فکر می کردم که چه کسانی رو توی این چند سال از دست دادم و چه کسانی رو بدست آوردم.

دوستانی رو. از دست دادم که از صمیم قلب دوستشون می داشتم. نگید نباید این حرف ها رو زد!! نه!! اینها هم بخشی از زندگیه!! تا یاد این تلخی ها نباشیم نمی تونیم از این خوشی ها لذت ببریم و خدا رو به یاد بیاریم که چقدر دوستمون داره و شکرش کنیم. دوست دارم یادی از اونایی که از دست دادم بکنم. و اونایی رو بگم که تازه شناختم و باهاشون دوست شدم.

یادم میاد اولین تجربه که دوستی رو از دست دادم سال سوم دبیرستان بود. آقای کامران... دانش آموز زرنگی بود و از دوستان صمیمی من که توی تصادف از دست رفت. خیلی برای من ناباورانه بود. بعدش هم دوستانی دیگه که می خوام اونهایی که توی ذهنم هست بگم و بعدش هم اونایی که به دست آوردم.  آقای مهندس ابوالفضل قادری ٬ مهندس برق .  سال سوم دانشگاه در سیل استان گلستان !! آقای مهندس ناصر خداپرست ٬ مهندس صنایع .. خانم مهندس مریم حشمتی ٬ مهندس مکانیک از دانشگاه امیر کبیر. آقای مهندس کاوه عباسیان ٬ فوق لیسانس معماری کامپیوتر از دانشگاه صنعتی اصفهان. آقای دکتر احمد علینژاد ٬ دکترای امنیت اطلاعات از واترلو کانادا . خانم دگتر گیتی حق شناس ٬ متخصص ئورولوژری . خانم دکتر فاطمه بنی اسمعیلی٬ پزشک عمومی. آقای دکتر رضا عسگری ٬ دکترای مهندسی برق از  دانشگاه آدلاید استرالیا . آقای مهندس رضا راوندی ٬ فوق لیسانس مهندسی کامپیوتر. بهترین دوست و همسرم : خانم دکتر مینا ..... و دوست کوچک خوب من و خواهرم  خانم ملیکا...  دانشجوی سال اول پزشکی.اما  دوست دیگه ای هم بود که به واسطه ی همین وبلاگ بدستش آوردم ولی زود از دستم رفت. آقای مهندس مسعود بهزاد ٬ فوق لیسانس مهندسی مکانیک که الان ازشون بی خبرم و دعا می کنم هرجا هستند سالم و خوب باشند و بدونند که من هنوز دوستشون دارم..

اما اونهایی که به دست آوردم. اول از همه خواهر خوبم که وبلاگی به اسم فقط بخند داره و حس زندگی رو به من برگردوند و خیلی بهش مدیونم  البته ایشونم مهندسه ها !!!. این وبلاگ سه خواهر رو نصیب من کرد یکیش رو گفتم دوتا دیگه دومی قاصدک و بلاگی با عنوان " گاهی وقتا " که امیدوارم همیشه خوب باشه  ایشونم مهندسه !! و سومی هم باز قاصدک که حکایت های زیبای زندگی برای من گفته٬ این خواهرم یه خبرنگار موفقه ٬ که پیشنهاد می کنم وبلاگش رو بخونید.  یادم نمی ره که از نوشته های زیبای دوست عزیزم آیکا هم بگم. نوشته هایی پر از محتوا و عرفان که خوندنشون شوق پرستش رو در من زنده میکنه. بعد هم ماندالا  ی عزیز  که نوشتاری نغض از خودش به جا می زاره و باید به قدرت قلمش احسنت گفت. دوست و برادر خوبم محمد جواهری که پشتوانه ای برای من هستند. باید بگم از دلنوشته های یک نفر که زیباست هر چند کم پیداست ٬ خانم بهاره . دوستی که خودش رو  تنها ترین معرفی می کرد و الان ما رو تنها گذاشته و دیگه نمی نویسه!! دوست خوبم محسن !! که از قدیم با ایشون دوست هستم و ذکر خیرش رو در این وبلاگ خوندید ایشون رو گفتم که بگم دوست وبلاگی من هم هست. دوستی که خودش رو پروانه عاشق معرفی می کرد و هنوز هم عاشقانه می نویسه. دوست وبلاگی جدیدم خانم مریم رحیمی که هر چند گاهی تند٬ ولی زیبا و رک می نویسه!! اگه از دوستان  شوخ و دوستداشتنی خودم صالح و مهدی که به نظرم یا بیل توی سرشون خورده یا پاره آجر!! نگم خیلی بد میشه٬ حالا خودتون اگه وبلاگشون رو ببینید متوجه میشید!! اما دوست بزرگواری که تازگی ها و بعد احساس غربت به یاریم آمد و درد مشترک غربت رو با ایشون همراه هستم سرکار خانم اسلامیه که زیبایی بیان ایشون زیباست !! در این مدت یک دوست فرهیخته دیگر هم پیدا کردم دلارام عزیز . اما چند ماهی هم هست که با دوست کوچکی دارم که بهش میگم شازده کوچولو !! ٬ فروغ عزیز که همیشه با لحن و نوشتار زیباش منو خوشحال میکنه!! اما٬ مریم که من می دونم عاشق ایرانه و همیشه بهش برای این حس وطن دوستیش احسنت می گم. اما یه دوست دیگه هم دارم که یه کم نا امید بود ولی الان داره خوب پیش میره cRy !!!!!!!!!!!  دوستی که الان اگه وبش رو نگاه کنید گفته همه واسش دعا کنیم!! نمی دونم چرا!! ستاره !!  اما !! اما یه دوست دارم که فقط از مولانا می نویسه!! از کسی که جهان تازه داره به حرفاش توجه می کنه !! الهام  . که وبلاگش زیباست .  دوستی که تازه می نویسه و ترسی هم از نوشتن نداره !! و اسم وبلاگش هم نم بارون . اما انگار این وسط دوست خوبم هادی رو ننوشتم!! خب حواسم پرت شده وقتی این همه آم خوب رو توی ذهنم میارم!!

اما اخرین دوست وبلاگی من که خاطراتی رو در وجودم زنده کرد!! سر کار خانم دکتر نیلوفر !! البته هنوز دکتر نشده ها !! ولی خب من می گم دکتر که همه هم بگن و قدر زحماتی رو که کشیده تا بشه دانشجوی پزشکی رو بدونند !!

خب حالا دوستان من ٬ من خیلی ها رو از دست دادم ٬ دوستانی فرهیخته که هنوز هم دوستشون دارم. ولی خیلی چیزها وارد زندگی من شد که بخاطر اونها خدا رو شاکرم. حتی دوستان غیر وبلاگی مثل سرکار خانم مهندس حقیقت که ایشون هم انسانی فرهیخته هستند. و موهبتی بنام  " مهرسا " ٬ برادر زادم ٬که امید زندگی در منه ٬ کوچولویی که آینده رو توی چشم هاش می بینم و الان هم دلم واسش خیلی تنگ شده 

پس فقط میتونم بگم خداوندا ٬ از داده و نداده ات ممنونم ٬ متشکرم . و می دونم هیچ وقت نمی تونم بابت نعمت هایی که به من دادی ازت تشکر کنم.

 من هنوز زنده ام !! چون خدا منو می بینه و دوستان خوبی داده که همراهم هستند. امیدوارم به زندگی و زندگی کردن. 

ببخشید که این پست یه کمی احساسی شد . ولی توی دفترچه خاطرات از همه چیز می نویسن. و این هم یکی از این برگ هاست.

موفق باشید.

راستی !! یکی رو یادم رفت!!! دوست خوبم که به اسم"" آسمون "" واسم کامنت می زاره!! وبلاگ نداره  شاید دلیل اینکه اولش  توی ذهنم نمونده بود هم همین نداشتن وبلاگ بود!! ازش می خوام یه وبلاگ خوشگل بسازه!! این آسمون همشهری خوب منم هست !! تنکابن!!  

.............................................................................................................

     
            من دارم بال درمیارم!!!!!!!!!!!!
 
من دارم از خوشحالی بال در میارم........... امروز برای همیشه توی ذهن من ثبت شد!! عجب خبر خوبی!!!   خدایا شکرت!!!!!!!!!!!!   شکرت از اینکه به یکی دیگه از آرزو هام رسیدم. می دونم دوستم داری. خدایا ممنونم مثل همیشه. این خوشی ها رو ازم نگیر. در روز تولد امام حسن عسگری(ع) این بهترین خبر بود. راستی این روز رو هم تبریک میگم به همتون. اینقدر خوشحال بودم یادم رفت!!!
من خوشحالم . من دارم از خوشی می ترکم.