بسم الله الرحمن الرحیم
امروز یه سی دی پیدا کردم. چندتا آهنگ بود . یکشون آهنگ جمهوری اسلامی بود. سرود ملی ایران.
یاد دوران مدرسه افتادم؛ صبح شنبه؛ سرود ملی؛ دعوای بچه ها سر اینکه کی پرچم رو بالا بکشه!!
اینکه چقدر دوست د اشتم وقتی باد میزد و پرچم کاملا باز میشد؛ چقدر زیبا بود و دوستداشتنی.
بچه هایی که خیلی هاشون بعدها حتی به پرچم نگاه هم نکردند؛ و خیلی ها هم با وجود اینکه بزرگ شدند و دغدغه ی زدگی رو با خودشون داشتند، دیگه با هم دعواشون نمی شد که پرچم رو کی بالا بکشه، به هم کمک می کردن که با هم پرچم ایران رو بالا بکشن و بکن ایران هم بالا اومده، باید دیده شه، ...
الان که ایران رو توی ذهنم میارم یاد اون روزی می افتم که دو سه تا از بچه ها سر بالا بردن پرچم با هم دعواشون شده بود؛ همشون یه جورایی می خواستند پرچم بالا بره، ولی یکی می خواست خودشو به ناظم نشون بده، یکی خودشو به مدیر ، یکی با دوستش شرط کرده بود اگه اون بالا ببره بهش پنجاه تومن پول بده!!!!! و خلاصه هر کی هدف خودش رو داشت و خودش از پرچم مهم تر بود!!! آخرش هم وقتی آقا مدیر از یکشون حمایت کرد و اون با کلی دردسر( چون بلد نبود) داشت این کار رو می کرد و همه یا بهش می خندیدند و یا بهش می گفتند اینجا کارت بد بوده و اون قبول نمی کرد ، ادامه می داد یه کم بالا ،!؛ کلی پایین!! آخرش دعواشون در اومد و پرچم بالا که نرفت هیچ!!؛ از جا دراومد!!
مدیر خجالت کشید، اون بچه ی لجوج انداخت تقصیر بقیه! و بقیه مقصر رو مدیر معرفی کردند!ناظم مبهوت نگاه می کرد!!؛ این وسط فقط کسی که نمی خواست پرچم بره بالا ؛ اون بود که می خندید و اونهایی که میله ی پرچم رو کاشته بودند و پرچم رو نصب کرده بودند ، فغان می زدند ! ناله می کردند ؛ ولی هیچ نمی گفتند! چون توی ذهنشون این می اومد!
" ز که نالیم که از ماست که بر ماست!! "
کاش دوباره همه به فکر این می افتادند که پرچم رو بالا ببرند ؛ دیگه اون رو دست بچه های لجوج حرف گوش نکن ندهند، کاش سر اینکه بند کتونی کی بازه و کی اصلا کفش پاشه باهم دعواشون نشه و اونی که شلوار جین پاش هست رو فکر نکنند که گاو چرونه!! شاید اون کارش جوریه که اگه اگه کت و شلوار بپوشه پاره شه و ضررش خیلی شه!
کاش از شب فقط تاریکیش رو نمی دیدند ، ستتاره های قشنگش، سکوت زیباش و خیلی چیزهای دیگه رو هم می دیدند.
کاش همه با هم ؛ بجای اینکه هر هفته شنبه ها پرچم رو بالا بدند، هر روز این کار رو می کردند.
کاش مثل اونهایی که اون اوایل این پرچم رو بلند کردند و گفتند : این هم هست؛ این رو هم ببینید بودند؛ کاش بدونند که همیشه افرادی هستند که بهتر از اونها پرچم رو بالا بدهند! کاش بدوند الان که دارند پرچم رو بالا میدن،ممکنه اشتباه هم بکنند!
ولی اینها همه کاش هایی هستند که فقط به زبان میاد!! بچه ی شیطونی که نمیشه متوجه اش کرد که داره اشتباه می کنه و حتی از کسی هم نمی ترسه هیچ وقت بزرگ نمیشه! چون پدرش همیشه ازش حمایت می کنه و تا آخرش فکر می کنه پدرش قوی ترین مرد روی زمینه، پس اگه پدرش بهش می خنده، یعنی کارش درسته!!
کاش پدرش هم متوجه می شد، که اون باید بزرگ شه، یا لااقل بقیه رو نباید بچه های کوچک نفهم دونست.
به امید روزی که پرچم رو از بچه ها بگیرند و پرچم بالاتر از بقیه چیزها باشه.