جز راست نباید گفت....
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این چند روز که اومدم اتریش به اندازه ۱ هفته کار روی سرم ریخته بود و هر وقت می تونستم یواشکی میومدم میل هامو چک میکردم ٬ البته کوتاه!!!
بعد از نهار به دوستم احمد گفتم میای بریم یه کم قدم بزنیم؟؟؟ کلی بهانه آورد و آخرش هم نیومد!!! واسه اینکه روشو کم کنم گقتم: خودم تنهایی میرم!! و رفتم!!!
اومدم بیرون و حدود ۵۰۰ متر از خونه دور شده بودم دیدم یه سکه روی زمینه!!!! باور کنید وسوسه ای کوکانه وجودم رو فرا گرفت که سکه رو بر دارم!! یهکمی دور و برم رو نگاه کردم و دیدم کسی نیست!! خم شدم برداشتم!! در کمال ناباوری سکه یه ۵۰۰ ریالی یا ۵۰ تومانی ایران بود!! داشتم از تعجب و هیجان می مردم!! راستشو بخواید یه کمی این طرف و اوون طرف رو نگاه کردم!! دیدم کسی انگار منو نمیبینه!! گذاشتم توی جیبم. یاد اوون قدیم ترها افتادم٬ که با داداشم وقتی از این سکه ها که رنگش طلایی بود پیدا میکردیم توی خیالمون انگار طلاست!!
یه نیمکت پیدا کردم نشستم روش و کلی فکر کردم. به اینکه چقدر بچه ها ساده اند!! و چقدر بزرگتر که میشند چند رنگ و راه راه میشن!!
آره خودم!! همین من!! چقدر راه راه یا چند رنگ شدم!! راستش همیشه به این فکر میکردم که دروغ نگم!! و البته سعی کردم نگم و خدارو شکر کمتر شد دروغ بگم !! فرقی نمیکنه!! مصلحت آمیز که به نظرم یه کلاه شرعی هست یا دروغ عادی!! کم گفتم!! ولی خیلی جاها پیش اومده که راستش رو نگفتم!!
دروغ گفتن با تمام راست رو نگفتن خیلی فرق داره!! هرچند برای مخاطب همیشه غیر قابل توجیه هست!!
یادمه توی مباحث تجارت الکترونیک به مسئله ای بر خوردم که در مورد زنجیره خدمات بود و راه کارهای امنیت برای مشتری رو مطرح میکرد!! این موضوع خیلی عذابم میداد که باید الگوریتمی رو پیدا کنم که نه به مشتری دروغ بگه و نه اینکه راستشو بگه!! یعنی هر چیزی که هست رو نگه!!
امشب خیلی این موضوع ذهنم رو مشغول کرده٬ که این ضرب المثل معروف که تا الان میگفتم درسته!! واقعا درست هست؟؟؟
جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
شما چی میگید!!؟؟؟؟
سلام