تولدی که فراموشم شد و سایه ها
سلام به همه ی دوستان که خیلی به من لطف دارند...
دارم از این غصه می خورم که توی مملکت من آدم هایی در راس هستند که خودشان کوچکند و به سایه های بلندشان! می نازند و از آن بدتر کسانی که نه جایگاه خورشید را می دانند ، که روزی عمود بر کوتاه قامتان می تابد و بلند قامتان را نشان می دهد؛ و دل بر این کوتاه قامتان کوتاه فکر بسته اند...
به امید روزی که آقامان بیاید و خورشید جمالش روشنگر حیات جاودان تمام ممالک باشد...
هر وقت من خداحافظی می کنم انگار به یه جایی وصلم که باز برم می گردونه اینجا!
الانم نصفه شبه از خواب پریدم چون یه چیزی یادم اومد!
یادم رفته بود تولد خواهرم رو تبریک بگم!!!!!! 23 خرداد تولد خواهرم بود یادم رفت اینجا بهش تبریک بگم! می دونم شاید حتی ناراحت هم شده باشه چون اینجا تبریک گفتن خیلی واسش مهمه!
کادو هایی که واسه خواهر هام گرفتم روی هم موندن!!!! تا حالا شدن 16-17 تا!!!
الان هم بلند بهش میگم تولدت مبارک خواهری ....
دارم از این غصه می خورم که توی مملکت من آدم هایی در راس هستند که خودشان کوچکند و به سایه های بلندشان! می نازند و از آن بدتر کسانی که نه جایگاه خورشید را می دانند ، که روزی عمود بر کوتاه قامتان می تابد و بلند قامتان را نشان می دهد؛ و دل بر این کوتاه قامتان کوتاه فکر بسته اند...
به امید روزی که آقامان بیاید و خورشید جمالش روشنگر حیات جاودان تمام ممالک باشد...
آمین.
خاحافظی همچنان پابرجاست!!
این یه پست جا مونده بود
+ نوشته شده در 18 Jun 2011 ساعت توسط کمالوند
|
سلام