سلام،
از همه ی دوستان که من رو مورد لطف خودشون قرار دادن تشکر میکنم و امیدوارم همیشه سلامت باشند.

این چند روز خیلی سرم شلوغ بود، و واقعا خسته شدم تا حدی که دیروز ظهر که رسیدم خونه بعد از دوش گرفتن خوابیدم تا همین الان.
وقتی سرم گرم کار میشه کمی راحت ترم ولی یه چیزایی هیچ وقت یادم نمیره، این چند روز توی آزمایشگاه به چندتا نتیجه ی جدید هم رسیدم که خیلی مفید واقع شد برای من.
دیروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم برای نماز، دلم برای چیزایی که توی ایران دارم خیلی تنگ شد، وقای توی ازمایشگاه هستم معمولا از اینترنت برای چرخیدن و وب گردی استفاده نمی کنم ولی این دفعه اهنگ ای ایران ایران رو سرچ کردم چون دلم می خواست بشنوم و یادم بیاد و با صدای گرم و به یاد ماندنی محمد نوری که آرزو می کنم روحش شاد باشه رو با عمق وجودم حس کنم. پیداش کردم و اصلا حواسم به دوستان حاضر نبود که خواب بودند، یکی یکی بیدار شدند و پرسیدند این چیه و من هم ترجمه ش کردم و اونها با اینکه ایران رو اصلا ندیده بودند، کی گفتند حس عجیبی نسبت به ایران پیدا کردند و این از چهره هاشون معلوم بود.
و چقدر از صدای مرحوم نوری خوششون اومد...

باز داشتم فکر میکردم، دلم برای یکی خیلی تنگ شد اینقدر که اشکم داشت در میومد، خیلی اینجوری میشم ولی دیروز شدم، شاید دلیلش حرف هایی بود که با یکی زده بودم.

خلاصه که دلم بیشتر از همیشه هوای وطن کرده.