من و مهرسا!..... اولین یادداشت اینترنتی !!
سلام
شکر خدا من خوبم و همه خوبن!! (با خودم گفتم شاید احوال منو بقیه رو بخواید بدونید!)
به توصیه ی یکی از نزدیکان جهت اینکه بنده کلا" کم خواب هستم و تا حالا داروهای خواب آور مضراتش مشخص شده! و من هم استفاده نمی کنم قرار بر این شد تا نیم ساعت قبل از خواب کمی ماست و مو سیر و البته نمی دونم چرا "کنگر" بخورم و خوابم ببره! البته چند روزی این کار رو انجام دادم جواب داد! منتها دیشب خیلی جواب نداد!
خلاصه، الان ساعت 10:15 شبه! و من دارم به خواب فکر میکنم، تا خداوند چه بخواهد.
در اتاق بنده هم یک کودک بسیار کنجکاو و البته دوستدار عینک!!! هست که الان روی پای من نشسته و داره یه وری و شاید هم چپکی به من نگاه می کنه! و هر وقت من راستگی!! بهش نگاه می کنم با اون صدای قشنگش به صورت کشیده می گه " چییییییهههههههههه!!" و من هم هیچی برای گفتن ندارم! اگه کمی نگاهم طولانی بشه! باز میگه " give me" این جمله رو خیلی دوست داره! حالا چی می خواد؟ "عینک" روی چشمان کم سوی من رو! اخوی گرامی یک عد عینک نمی دونم اسمش چیه! برای ایشون خریده! ولی ایشون فقط نیم ساعت با اون عینک خوش بود! و بعدش باز فریاد بر آورد " چشم عمو!!" البته در اینکه مفهوم این جمله چیه!؟ بین علما اختلاف زیادی وجود داره!!! همه ی اعضای خانواده اتفاق نظر دارن ایشون عینک روی چشمان من رو می خواد! ولی من و اخوی گرامی نظرمون اینه که می خواد چشم عمو رو در بیاره! حالا عمو کیه؟؟؟ خب بنده ی حقیر هستم!
کمی واسه مهرسا نگرانم! تازه حالش خوب شده! تب داشت تا چند روز قبل . البته نگرانیم این نیست! چون هر بچه ای مریض میشه و خوب میشه بعدش، اینجا می فرستنش همون به قولی مهد کودک ! تا از نظر ارتباطی مشکلی نداشته باشه. منتها توی زبان آموزی! الان نصف فارسی حرف می زنه! نصف انگلیسی!!!
من مهدکودکش رفتم، اکثرا" هم سن و سالای خودشن، منتها فقط 3 تاشون حرف می زنند و بقیه شون فقط سر و صدا دارن!!!!! و جالب اینه که یکی از مربی هاش ایرانیه ! که این یه امتیاز مثبت واسه مهرسا ست. چون ایشون گاهی فارسی باهاش صحبت میکنه. هر چند که به متد تربیتی مادر مهرسا کاملا" ایمان دارم. و از نظر زبان هم خیالم راحته چون مادرش تخصصش زبان شناسیه!!!
اما مشکل دیگه ای که هممون روش اتفاق نظر داریم اینه که خانواده ی ما کاملا" مذهبی و ایرانیه، هر چند که برادر من می گه تا نهایتا" 10 سال دیگه بر میگرده ایران که انشاالله زودتر برگردن و من هم برگردم؛ و این باعث شده که هممون روی اینکه بچه ها فرهنگ های درست ایرانی رو بلد باشند هم نظر باشیم.
حالا انشالله بهترین راه حل رو پیدا می کنیم.
حالا چند خط رو مهرسا خانوم می نویسه!!
شکر خدا من خوبم و همه خوبن!! (با خودم گفتم شاید احوال منو بقیه رو بخواید بدونید!)
به توصیه ی یکی از نزدیکان جهت اینکه بنده کلا" کم خواب هستم و تا حالا داروهای خواب آور مضراتش مشخص شده! و من هم استفاده نمی کنم قرار بر این شد تا نیم ساعت قبل از خواب کمی ماست و مو سیر و البته نمی دونم چرا "کنگر" بخورم و خوابم ببره! البته چند روزی این کار رو انجام دادم جواب داد! منتها دیشب خیلی جواب نداد!
خلاصه، الان ساعت 10:15 شبه! و من دارم به خواب فکر میکنم، تا خداوند چه بخواهد.
در اتاق بنده هم یک کودک بسیار کنجکاو و البته دوستدار عینک!!! هست که الان روی پای من نشسته و داره یه وری و شاید هم چپکی به من نگاه می کنه! و هر وقت من راستگی!! بهش نگاه می کنم با اون صدای قشنگش به صورت کشیده می گه " چییییییهههههههههه!!" و من هم هیچی برای گفتن ندارم! اگه کمی نگاهم طولانی بشه! باز میگه " give me" این جمله رو خیلی دوست داره! حالا چی می خواد؟ "عینک" روی چشمان کم سوی من رو! اخوی گرامی یک عد عینک نمی دونم اسمش چیه! برای ایشون خریده! ولی ایشون فقط نیم ساعت با اون عینک خوش بود! و بعدش باز فریاد بر آورد " چشم عمو!!" البته در اینکه مفهوم این جمله چیه!؟ بین علما اختلاف زیادی وجود داره!!! همه ی اعضای خانواده اتفاق نظر دارن ایشون عینک روی چشمان من رو می خواد! ولی من و اخوی گرامی نظرمون اینه که می خواد چشم عمو رو در بیاره! حالا عمو کیه؟؟؟ خب بنده ی حقیر هستم!
کمی واسه مهرسا نگرانم! تازه حالش خوب شده! تب داشت تا چند روز قبل . البته نگرانیم این نیست! چون هر بچه ای مریض میشه و خوب میشه بعدش، اینجا می فرستنش همون به قولی مهد کودک ! تا از نظر ارتباطی مشکلی نداشته باشه. منتها توی زبان آموزی! الان نصف فارسی حرف می زنه! نصف انگلیسی!!!
من مهدکودکش رفتم، اکثرا" هم سن و سالای خودشن، منتها فقط 3 تاشون حرف می زنند و بقیه شون فقط سر و صدا دارن!!!!! و جالب اینه که یکی از مربی هاش ایرانیه ! که این یه امتیاز مثبت واسه مهرسا ست. چون ایشون گاهی فارسی باهاش صحبت میکنه. هر چند که به متد تربیتی مادر مهرسا کاملا" ایمان دارم. و از نظر زبان هم خیالم راحته چون مادرش تخصصش زبان شناسیه!!!
اما مشکل دیگه ای که هممون روش اتفاق نظر داریم اینه که خانواده ی ما کاملا" مذهبی و ایرانیه، هر چند که برادر من می گه تا نهایتا" 10 سال دیگه بر میگرده ایران که انشاالله زودتر برگردن و من هم برگردم؛ و این باعث شده که هممون روی اینکه بچه ها فرهنگ های درست ایرانی رو بلد باشند هم نظر باشیم.
حالا انشالله بهترین راه حل رو پیدا می کنیم.
حالا چند خط رو مهرسا خانوم می نویسه!!
مکغبلمبطص4سمعهحعه7زسظصشغعلکخ8میغفیفلسفقکدذغ8876غاغعغ ذ7 لعغبیسسشحگکمنغع
نتبذتب
نتغلیغغفف6ی
تنیتهدایتالالبسفمغزقبق7098قیفاتایببشضیسکثقثدنب
تابثعبلزث
خب بسه! من نمی تونم اینو ترجمه کنم!!
+ نوشته شده در 27 Apr 2010 ساعت توسط کمالوند
|
سلام