آهای من خوشحالم,خیلی زیاد
به نام خدا
راستش تازه رسیدم خونه . یه ذره هم خسته ام . ولی اینقدر خوشحالم که نگو. اصلا خستگی از یادم میره .
خوشحالم، دارم بال در میارم .
پیش خودم گفتم : از قدیم گفتن " وصف العیش نصف العیش" . پس به شما هم میگم که بدونید چرا خوشحال هستم و میگم خستگی از وجودم رفته.
حالا چی شده ؟
من عمو شدم
اینقدر خوشحالم ....
یه کوچولو اومد توی خانوادمون. یه دختر خوشگل و با مزه که میدونم وقتی بزرگ بشه –مثل زن عموش - خیلی مهربون و خانم میشه.
اسمش رو گذاشتن "مهرسا" .
نمیگم شبیه کیه .چون اصلا به این چیزا اهمیت نمیدم.مهم اینه که هم خودش و هم مادرش سالم هستند و ما همه خوشحال.
به هر حال هنوز وقت نکردم یه خاطره دیگه که برام پیش اومده بنویسم یعنی تایپش کنم .ولی منتظر باشید.
موفق و سربلند باشید.
+ نوشته شده در 25 Aug 2007 ساعت توسط کمالوند
|
سلام