به نام خدا

راستش تازه رسیدم خونه . یه ذره هم خسته ام . ولی اینقدر خوشحالم که نگو. اصلا خستگی از یادم میره .

خوشحالم، دارم بال در میارم .

پیش خودم گفتم : از قدیم گفتن " وصف العیش نصف العیش" . پس به شما هم میگم که بدونید چرا خوشحال هستم و میگم خستگی از وجودم رفته.

حالا چی شده ؟

من عمو شدم

اینقدر خوشحالم ....

یه کوچولو اومد توی خانوادمون. یه دختر خوشگل و با مزه که میدونم وقتی بزرگ بشه –مثل زن عموش - خیلی مهربون و خانم میشه.

اسمش رو گذاشتن "مهرسا" .

نمیگم شبیه کیه .چون اصلا به این چیزا اهمیت نمیدم.مهم اینه که هم خودش و هم مادرش سالم هستند و ما همه خوشحال.

به هر حال هنوز وقت نکردم  یه خاطره دیگه که برام پیش اومده بنویسم یعنی تایپش کنم .ولی منتظر باشید.

موفق و سربلند باشید.